ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
8
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
حسد وبدخواهى مىشوند . بعضي از فقرا يا خود را نسبت به دارندگان مال ومنال ، شايستهتر مىدانند ، اين تصوّر موجب حسد آنان مىشود ، ويا خود را همرديف وهمسان صاحبان مال وجاه مىدانند ، وبدين توهّم دچار غبطه ، مىشوند « 5 » . وبرخى از آنها بر خلاف گروه ياد شده ، خود را شايستهء داشتن مال ومنال نمىدانند ، ولى ذاتا مايلند ، كه خدمتگزار ثروتمندان باشند . در اين صورت با تمام وجود آنان را دوست مىدارند . مانند بسيارى از فقرا كه طبعا علاقهمند به خدمتگزارى ثروتمندانند ، وخالصانه در خدمت به آنها تلاش مىكنند ، در اين كوشش وتلاش ، قصدي جز كسب مال ومقام و . . . ندارند . شايد ، گمان سود بردن فقرا از ثروتمندان ، از جهت مال وثروتى كه دارند ، همين نتيجة اشتباه آميزى باشد ، كه همواره مستمندان بدان دچار هستند . توجّه به حقيقت فوق - برازندگى عدهاى از نظر ثروت وتشخصهاى اجتماعي - براي فقرا موجب نهايت بدخواهى وغبطه ، ويا سبب ميل وعلاقة به ثروتمندان به لحاظ مكنت ، تعيّن وتشخّصى كه براي آنان فرآهم است مىشود . از طرفي اين حقيقت هم بر كسى پوشيده نيست كه حسد ومانند آن از اخلاق رذيلهاى است ، كه انسان را از توجّه به خداوند متعال ، وپيمودن راه راست باز مىدارد . با در نظر گرفتن مطالب فوق ، آن افتتان كه أمير مؤمنان ( ع ) افراد را از آن نهى فرمودهاند ، بايد همان گمراهى ودورى جستن از كلّ اخلاق پست ورذيلة باشد ، نه صرف حسد كه يكى از اخلاق نارواى اجتماعي است . چنان كه بعضي از شارحان بزرگوار فرمودهاند :
--> ( 5 ) حسد : خواست زوال نعمت از صاحبان مال ومنال . . است ، كه البتّه مذموم است . غبطه : خواست نعمت براي خود است تا از نظر داشتن مال ومنال به پايه ديگران برسد غبطه مذموم نيست . « مترجم » .